پنج شنبه 18 شهريور 1389

دستاوردهای دفاع مقدس

شهدا (34)   یاد و خاطره (32)   دستاوردهای دفاع مقدس (14)   داستانک (14)   آزادگان (13)   آلاچیق(گفتگو) (13)   لبخندهای پشت خاکریز (12)   معرفی کتاب (11)   قطعه ادبی (10)   مقالات (9)   جانبازان (8)   معرفی و نقد فیلم ها (7)   وصیت نامه شهیدان (6)   رمزمقاومت (6)   ارزش های دفاع مقدس (5)   بسیج (4)   دفاع مقدس از دیدگاه امام خمینی (ره) (3)   زنان در دفاع مقدس (3)   ولایتمداری و رزمندگان دفاع مقدس (3)   اخبار و اطلاعات (3)   مقاومت و پایداری (2)   شعر (2)   دشمن شناسی (2)   مناسبت ها (1)   عکس (1)   مرام شهدا (1)

دفاع مقدس

عملیات بدريکشنبه 31/5/1389-11:32 -->   عملیات کربلای 1 شنبه 30/5/1389-22:51 -->   عملیات خیبرشنبه 30/5/1389-22:45 -->   عملیات والفجر 4شنبه 30/5/1389-22:43 -->   عملیات والفجر مقدماتیشنبه 30/5/1389-22:36 -->   عملیات محرمشنبه 30/5/1389-22:30 -->   عملیات رمضانشنبه 30/5/1389-22:25 -->   عملیات بیت المقدسشنبه 30/5/1389-22:21 -->   عملیات فتح المبین شنبه 30/5/1389-22:17 -->   عملیات طریق القدسشنبه 30/5/1389-22:9 -->   عمليات مطلع‌الفجرشنبه 30/5/1389-22:5 -->   عملیات ثامن الائمهشنبه 30/5/1389-22:1 -->   جانبازان شیمیایی( تاریخچه )

شهدا معنای عشقند !!!

به یک میدان مین وسیع در فکه برخوردیم . نزدیک که شدیم ، با صحنه ای عجیب روبرو شدیم . اول فکر کردیم لباس یا پارچه ای است که باد آورده ، اما جلوتر که رفتیم متوجه شدیم شهیدی است که ظاهرا برای عبور نیروها از میان سیمهای خاردار ، خود را روی آن انداخته تا بقیه به سلامت بگذرند .  بند بند استخوانهای بدن داخل لباس قرار داشت و در غربتی دوازده ساله روی سیم خاردار دراز کشیده بود . کتاب تفحص/مجموعه خاطرات 9

دیدار مقام معظم رهبری از خانواده شهید حسین کبیری

هشدارهاي صريح رهبري را صحيح قرائت کنيم

سخنان حکيمانه و صريح رهبر معظم انقلاب در چهارشنبه هفته گذشته در جمع کارگزاران نظام را بايد به مثابه بسته راهبردي روشني در خصوص مسائل داخلي و خارجي دانست که تمسک و التزام به آن مي تواند چشم انداز تازه اي را فراروي همگان قرار دهد. در اين ميان، آنچه بيش از ديگر مسايل مورد تأکيد ايشان بود، توجه دادن مسؤولان و دلسوزان نظام به اتحاد و پرهيز از اختلاف افکني هاي فرسايشي بود. ايشان با طرح اين نکته که عده اي در حال آتش افروزي سياسي ميان جناحها هستند به گونه اي که اختلافها را به شکاف و زخمهاي علاج ناپذير تبديل نمايند، تصريح کردند: اتحاد و همدلي بين همه مسؤولان کشور يک فريضه و تعمد بر اختلاف، خلاف شرع است. سخنان صريح و قاطع مقام معظم رهبري تکليف همه دلسوزان انقلاب را روشن کرد و انتظار مي رود همه گروه ها و سليقه هاي مختلف سياسي درون نظام اين هشدارهاي صريح را صحيح قرائت نموده و از قرائتها و تفسيرهاي سليقه اي و برداشت هاي يکسويه مطابق با هدفهاي سياسي و حزبي پرهيز نمايند. بيانات روشن رهبري جاي هر گونه چون و چرا را مي بندد از اين رو انتظار مي رود کارگزاران و مسوولان نظام و فعالان سياسي از گروهها و جريانهاي مختلف آن را با نگاه هرمنوتيکي! و برداشتهاي هرمنوتيکال !! درنياميخته و مصادره به مطلوب نکنند. آنچه مسلم و قطعي و البته بديهي است اينکه کوبيدن بر طبل اختلاف، فضايي کرخت و سرد، تيره و تار، از هم گسسته و پر خطر، مضطرب و نگران کننده و سياه و يأس آلود ايجاد مي کند. در يک فضاي پرتنش که افکار و آراء و افراد نه در کنار هم که در برابر هم و نه در تکميل و تکامل که در تخريب و تقابل هم باشند، انرژي ها و استعدادها به جاي ساختن، به ويران کردن و به جاي برنشاندن، به از جا کندن ختم مي شود. در يک فضاي واگرايانه، همه به فکر حذف يکديگرند، چه زيرپوستي، چه علني و آشکار. در چنين شرايطي همه بازنده اند و عايد همه هيچ است. در چنين فضايي، آنچه قرباني مي شود، دستاوردهاي پرشکوه و پرافتخار ملت و نظام اسلامي است. و در چنين اوضاعي انگيزه ها، اميدها، توانايي ها، قابليت ها، اگر به ضد خود تبديل نشوند، دست کم به نقطه هدف نيز منتهي نمي شوند. پس چگونه است که اين گونه خود را به تجاهل مي زنيم! چه کسي است که نداند در يک فضاي پر از تعارض و يا تضاد و تزاحم، آنچه آسيب مي بيند، آرمانهاي بزرگ انقلاب و اعتماد، اميد و نشاط مردم است. رهبر معظم انقلاب همواره بر اميد، نشاط، توسعه مرزهاي دانش، رفاه و رسيدگي به محرومان تأکيد داشته اند. آيا تحقق ايراني آباد، آزاد، مستقل و قدرت برتر در همه زمينه ها، جز در سايه همدلي امکان تحقق خواهد داشت؟ بيانات رهبري در جمع کارگزاران نظام که سران قوا و ديگر مسؤولان گذشته و حال کشور نيز در آن حضور داشتند و جمع جامعي از مؤثرين نظام بود، هشدار به همگان بود. همه گروهها بايد خود را مخاطب سخنان ايشان بدانند و از فرافکني و سلب مسؤوليت خودداري کنند. قطعاً در يک فضاي مشحون از اتحاد، همدلي و وفاق، تلاشها و مجاهدتهاي صورت گرفته و در حال انجام فرزندان انقلاب، بسيار شکوهمندتر و افتخارآميز تر به چشم خواهد آمد. چرا نبايد نگاه اين مردم نازنين را معطوف به آنچه انجام شده و در حال انجام است، نکنيم و صرفاً ضعفها، نقصها، آسيبها، چالشها، مخاطرات، محتملات، ضعفهاي گذشته، حال و آينده را آن قدر پررنگ کنيم که براي هيچ کس اراده، عزم، اميد و نشاطي براي ادامه مسير نباشد. اين يأس آفريني، ما را به کجا خواهد برد؟ وقتي از مردم برانگيختگي، هيجان رسيدن به قله، شور و شوق، نشاط و اميد را مي گيريم، چگونه توقع داريم آنها ادامه اين مسير را با گامهاي تند، محکم و استوار و پرشتاب بردارند؟ هر چند بايد اذعان داشت ميراث فکري امام عظيم الشأن (ره) آرمانهاي انقلاب، خون فياض شهيدان و حمايتها و هدايتهاي رهبري انقلاب، همواره بيشترين اميد و انگيزه را براي اين مردم داشته است و اين مسير همچنان محکم، استوار و پرشتاب به پيش خواهد رفت؛ اما هشدار صريحي که رهبري نظام نسبت به همگان اعم از: دولت، مجلس، قوه قضاييه، ساير ارکان و مسؤولان و نيز معمرين و فرزندان انقلاب داشته اند، دعوتي صريح و بدون مماشات به اتحاد و همدلي و پيشرفت در مسير اصول انقلاب است.اميد است سليقه ها و جريانهاي وفادار به نظام، اين سخنان روشن و قاطع را به برداشتهاي ناروشن و راز آلود نيالايند و مصادره به مطلوب ننمايند.بر همه قوا و ارکان کشور است تا خود را مخاطب رهبري قلمداد نموده و هر کس به قدر سهم و مسؤوليتي که دارد، بستر اين همدلي و وفاق را فراهم سازد.

به ياد بانويي که پيامبر(ص) با ياد او آرامش مي يافت

در تاريخ پر فراز و نشيب اسلام، کمتر بانويي همچون حضرت خديجه(س) درخشيده است. بهره مندي از صفات عالي انساني و رفتار برخاسته از بينش متعالي او چنان شخصيتي از وي ساخته که تا سالها پس از رحلت جانسوزش، هر گاه پيامبر اکرم(ص) نام او را مي شنيد، اشک بر گونه هاي مبارکش جاري مي گشت و از او به بزرگي ياد مي نمود. در اين نوشتار بر آنيم که به بررسي شخصيتي آن بانوي با فضيلت به عنوان الگو و اسوه نيکو براي زنان مسلمان در دو بخش؛ شرافت مقام و امتيازات والاي خديجه(س) وبينش و منش متعالي آن حضرت بپردازيم. شرافت مقام خديجه(س) بانوي طهارت و ايمان، حضرت خديجه(س) در زندگي سراسر پر افتخارش از امتيازات بسياري بهره ور بود که هر کدام نشان از شرافت مقام و جايگاه والاي آن بانو دارد. امتيازات پر شکوهي چون: مباهات خداوند به وجود او بر ملائکه، برخورداري از سلام و درود خدا و فرشته وحي، افتخار همسري و همدمي بي نظير با رسول خاتم(ص)، افتخار مادري نسل پاک پيامبر اکرم(ص)، برگزيده شدن از بين زنان عالم، نيل به مقام کمال انساني، دريافت نويد ورود به بهشت مقربان الهي و موقعيت والا در بارگاه رحماني. حضرت خديجه(س) بصراحت روايات، نه تنها برگزيده در بين همه زنان عالم، بلکه برگزيده در ميان تمامي انسانها اعم از زنان و مردان بود. در قرآن کريم اين ويژگي به حضرت مريم(س) نسبت داده شده و فرموده است: «اي مريم! خداوند تو را برگزيده و پاک ساخته و بر تمام زنان جهان برتري داده است.» اما رسول اکرم(ص) يکي از مصاديق اين آيه را همسر گرامي اش خديجه(س) معرفي نموده است. به فرموده امام علي(ع)، رسول خدا(ص) پس از تلاوت آيه مذکور فرمود: «علي جان! بهترين زنان عالم، چهار زن هستند: مريم دختر عمران، خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمد، و آسيه دختر مزاحم.»( مناقب آل ابي طالب، ج 3 ، ص 322 - پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي) يکي از ديگر مقامهاي حضرت خديجه (س) مباهات خداوند به وجود اوست.

وقتي خبرنگار بي طرف (!) بر طبل جنگ با ايران مي كوبد

 سايت خبري «سالن» - وابسته به احزاب جناح چپ ايالات متحده- به قلم «گلن گرين وود»: «جفري گلدبرگ» در يكي از جديدترين مقالاتش در نشريه «آتلانتيك» درباره حمله اسرائيل به ايران مي نويسد: «اسرائيل دو تجربه موفق حمله و نابودي برنامه هاي هسته اي را در بايگاني خود دارد. در 1981، هواپيماهاي جنگنده اسرائيلي راكتور عراق در شهر «اوسيراك» را بمباران كرده و جاه طلبي هاي هسته اي صدام حسين را - براي هميشه - متوقف كردند و در 2007 جنگنده هاي اسرائيلي يك راكتور ساخت كره شمالي در «سوريه» را منهدم كردند. اما حمله به ايران تنها از لحاظ گستردگي و پيچيدگي بي سابقه است».چه اخبار خوبي! اسرائيل مي تواند به برنامه هسته اي يك كشور با بمباران كردن آن پايان دهد! اكنون به اين مورد نگاه كنيد: «گلدبرگ» سالها پيش در مقاله اي براي «نيويوركر» در سال 2002، تلاش مي كند آمريكايي ها را قانع كند كه از عراق بترسند:«صدام حسين» هرگز از آرزويش براي تبديل عراق به يك قدرت اتمي كوتاه نيامد. پس از حمله «اوسيراك»، او تلاشهايش را دو برابر كرد و تأسيسات اتمي اش را گسترش داد. آنهايي كه اين روزها حركات صدام را دنبال مي كنند معتقدند كه تنها يك حمله، قادر به ريشه كن كردن برنامه هسته اي او نيست. آن روزها از آنجا كه ايجاب مي كرد، «گلدبرگ» مي توانست ادعايي متضاد را با آنچه امروز مي كند، ارائه كند. در آن زمان، گلدبرگ نمي بايست ادعاي امروزش - كه حمله سال 1981 «جاه طلبي هاي هسته اي صدام» را «براي هميشه» متوقف كرد - را ارايه كند، زير در آن زمان هدف او ترساندن مردم آمريكا از «خطر صدام» بود، پس اشاره كرد كه صدام از 1981 به بعد به يك موجود وحشتناكتر تبديل شده است. اما امروز او هدف ديگري دارد. او مي خواهد آمريكايي ها را از مؤثر بودن حمله به ايران مطمئن كند، پس موضوعي متضاد را طرح مي كند: اينكه اسرائيليها توانستند در 1981 با بمباران، «جاه طلبي هاي هسته اي صدام» را «براي هميشه» متوقف كنند (يعني پس ما هم مي توانيم در مورد ايران كار مشابهي را انجام دهيم!). جمله شرطي يك هوچي گر اين همان كاري است كه يك «هياهوگر» انجام مي دهد: او از خود مي پرسد: «آيا تصوير يك برنامه هسته اي گسترده و بسيار خطرناك به من در رسيدن به هدفم - مجاب كردن آمريكاييها براي حمله به عراق - كمك مي كند؟ بسيارخوب، پس من همين را در بوق و كرنا مي كنم. اكنون، البته آنچه به من در مورد هدفم - به راه انداختن يك موج موافق با حمله به ايران - كمك مي كند اين ادعاست كه اسرائيل با حمله اش به برنامه هسته اي عراق پايان داد. اشكالي ندارد، همين كار را مي كنم. از آن گذشته، چه كسي ممكن است پيدا شود و بخواهد اين ادعاهاي متضاد را - كه يك «متخصص»(!) خاورميانه و يك روزنامه نگار با اين جديت مطرح كرده - به چالش بكشد؟» «جاناتان شوارز» كه به اين تضاد اشاره كرده، به صورت مستند نشان مي دهد كه چگونه هياهوي متقلبانه «گلدبرگ» خود را در نخستين جمله مقاله اش در نشريه «آتلانتيك» نشان مي دهد. «گلدبرگ» مي گويد: «امكان دارد كه در 12 ماه آينده، فشار تحريمهاي اقتصادي بر ايران، رهبرانش را قانع كند تا از «پيگيري توليد سلاح هسته اي» دست بكشند». «شوارز» توضيح ميدهد: موضع رسمي جامعه اطلاعاتي آمريكا در اين مورد همچنان بر مفاد «ارزيابي ملي اطلاعاتي سال2007» استوار است كه مي گويد ايران پيگيري توليد سلاح را در 2003 متوقف كرده است. شايد اين اشتباه باشد، يا حتي شرايط از آن زمان تغيير كرده باشد، اما به هر حال اين خصوصيت ذاتي «گلدبرگ» است كه اين موضع را به عمد، ناديده گرفته و موضع خلاف آن را به عنوان يك حقيقت غيرقابل ترديد ارايه كند. به ديگر سخن، «گلدبرگ»، مقاله اش را بر جعل موضع آمريكاييها در قبال ايران بنا مي كند. افزون بر اين، آن چنان كه «شوارز» نشان مي دهد، ادعاي اخير «گلدبرگ» - اينكه حمله اسراييل در 1981 به تلاشهاي هسته اي صدام پايان داد - در تضاد كامل با واقعيت است: عراق تا پيش از 1981 برنامه خاص ساخت سلاح هسته اي نداشت، اما اين هجوم اسرائيل بود كه صدام را متقاعد كرد كه به چنين برنامه اي نياز دارد. اين مسأله بود كه موجب افزايش تلاشهاي صدام براي توليد سلاح هسته اي در سالهاي 1981 تا 1991 شد؛ كه در نهايت با عمليات «توفان صحرا» و رژيم بازرسي سازمان ملل پايان يافت. «گلدبرگ» تلاش مي كند اين حقايق را مبهم جلوه دهد تا مبادا كسي چنين نتيجه گيري كند: همانگونه كه براي عراق رخ داد، هيچ چيز به اندازه يك كمپين جنگي عليه ايران نمي تواند اين كشور را به توليد سلاح هسته اي تشويق كند. چه چيزي ممكن است بيش از تماشاي آماده شدن آمريكا براي يورش، - كشوري كه به ملتهايي كه سلاح ندارند، حمله مي كند و به آنهايي كه سلاح هسته اي دارند، نهايت احترام رامي گذارد - ايرانيان خردگرا را به گسترش تسليحاتشان مجاب كند؟ ماهرانه و موذيانه تر «شوارز» پس از پرده برداري از اين تضادهاي بزرگ در گفته هاي «گلدبرگ»، با زيركي نقش او را در تلاشهاي تبليغاتي عليه ايرانيان آشكار ميكند. «گلدبرگ» از آن گروه آدمهايي نيست كه در «اين سو و آن سو» قدم بزنند، به سينه مشت بكوبند، عربده بكشند و از آمريكا تقاضا كنند تا به ايران حمله كند (يا دست كم از حمله اسرائيل پشتيباني كند). هرچند او در مورد ايجاد موج حمله به عراق همين كار را كرد، اما اكنون رفتار و كردارش بسيار ماهرانه و مؤذيانه تر شده است. او آنقدر باهوش هست كه بداند چنانچه تقاضاهايش را براي جنگ با ايران به صورتي عريان مطرح كند، به سرعت و به عنوان يك نو محافظه كار متعصب - خاصه با افتضاحي كه در كمپين تشويق آمريكا به جنگ با عراق به پا كرد - شناخته و رد مي شود. او خود را يك «خبرنگار منفعل» و «بي طرف» جلوه مي دهد كه در مورد موضوع حمله به ايران « دو دل» است! آنچه به راستي عجيب و تاسف برانگيز است، اين است كه اين «خبرنگار بي طرف» كه نخبگان سياسي در آمريكا به تفاسير و گزارشهايش از خاورميانه گوش فرا مي دهند، كسي است كه وفاداري اش به اسرائيل تا آنجاست كه رفت و به عضويت «آي.دي.اف» (نيروهاي مسلح اسراييل) در آمد. (براي درك بهتر موضوع، يك خبرنگار آمريكايي را تصور كنيد كه قرار است، مناقشه ايران و آمريكا را تفسير كند و عضو ارتش ايران باشد!).

آزمايش نسل جديد موشکهاي زمين به زمين ايراني

وزير دفاع اعلام کرد: با تلاش دانشمندان و متخصصان سازمان صنايع هوافضاي وزارت دفاع، موشک قيام 1 با موفقيت کامل آزمايش و به هدف از پيش تعيين شده اصابت کرد. به گزارش خبرگزاري مهر، سردار سرتيپ پاسدار احمد وحيدي در سخنراني قبل از خطبه هاي نماز جمعه تهران با تشريح ويژگي اين موشک گفت: موشک قيام 1 نسل جديدي از موشکهاي زمين به زمين جمهوري اسلامي ايران با سوخت مايع است که به صورت بومي طراحي و ساخته شده است. وزير دفاع با بيان اينکه موشک قيام 1 به شکلي طراحي شده که امکان رهگيري آن از سوي سامانه هاي ضد موشکي دشمن به شدت کاهش يافته، گفت: حذف بالکها در اين موشک موجب کاهش ابعاد و در نتيجه افزايش چابکي آن شده است. وي گفت: به دليل سيستم نشانه روي هوشمند موشک قيام 1 زمان آماده سازي آن براي شليک نيز کاهش چشمگيري يافته است. سردار وحيدي افزود: اين موشک قادر است اهداف مورد نظر را با دقت بسيار بالا مورد اصابت قرار دهد.

شهید حمید مویدی

  شمع وجود شهید حمید مویدی فرزند اکبر در نیمه ی شهریور1350در تفرش و در خانواده ای فرهنگی، روشن شد. دوران کودکیش به تندی سپری شد و در 6 سالگی به دبستان رفت و در خانواده ای رشد کرد که باورهای مذهبی و اعتقادات دینی برآن سایه افکنده بود. ایمان به خدا و عشق و محبت به اهل بیت (ع) از او فردی مومن، معتقد و کارآمد می ساخت. دوران راهنمایی را در مدرسه ی شهید چمران گذراند و وارد دبیرستان شهید مطهری شد. جای امثال او، بسیج بود . وقتی به سن اعزام رسید خواسته اش را برآوردند و به جبهه اش گسیل داشتند و آن شهید نیز به امواج دریای خروشان مدافعان ايران پيوست. عشق و علاقه به دفاع از ارزشهای والای انقلاب اسلامی، چهار نوبت او را به سوی عرصه های نبرد کشاند و هربار به سهم خود و قدر توانش، از نهضت عظیم اسلامی و دستاوردهای آن دفاع کرد و هنوز از سفره ی جهاد سیر نچشیده بود که در عملیات مرصاد و در حمله منافقین کوردل در 7/5/67 در منطقه ی جنگی اسلام آباد غرب، جام وصل دوست را لاجرعه سرکشید و برای همیشه میهمان خوان اباعبدالله الحسین(ع) شد. تربت پاکش چون نگینی بر انگشتری بهشت معصومه(س)، می درخشد. نور وجودش روشنگر راهمان باد. سبزیم و شکوه سرو ، در قامتمان سرخیم و حضور لاله ها ، در آیتمان بر تن کفن است و باد از وادی عشق گل بوسه زند به قامت رايتمان فرازهايي از وصيت نامه ی شهيد : ای کريم مهربان ! در مقابل عظمت و بزرگي ات سر به سجده فرود آورده ام. پروردگارا ! دنيا رابا همه زيبايي و جلوه اش، رها کرده و از زندگي بي ارزش آن گذشته ام، باشد که معشوق و دوست واقعي خود را بيابم. خدايا ! ترا شاکرم که به من توفيق بزرگي عطا کردی و راه حقيقت را به من فهماندی و در اين راه ثابت قدم و استوار نگاه داشتي. از تو مي خواهم که بدنم را طاهر گرداني و روحم را هنگام مناجات به ملکوت اعلي پرواز دهي.

معرفی کتاب

آبيترين دريا آتش نيست كتابي است آثار اعتقاد به امام زمان آثار و فوايد وجودي امام عصر در زمان غيبت آخر الزمان و امام مهدي آخرين امام، ولادت، زندگي و ظهور قائم آل محمد آخرين اميد آخرين تحول با حكومت ولي عصر عج آخرين خورشيد پيدا آخرين رهاننده آخرين سفير آواز انتظار آخرين سفيرانقلاب سفير الهي و حکومت جهاني او آرام دل